انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وامیشه لحظه ی دیدن میرسه
هرچی که جادست رو زمین به سینه ی من میرسه
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تورو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
به هرچی میخوام میرسم
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم
واسه کبوترای عشق دست کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی میخوام میرسم
قشنگترین سوغاتیه غبار پیراهن تو عمر دوباره ی منه
دیدن و بوییدن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام
عمر دوباره ی منی تورو واسه نفس میخوام
سلام بچه ها خوبین ؟؟؟ ![]()
من و آقایی خوشمزم خوبیم ![]()
اولا یه معذرت خواهی کوشولو به خاطر اینکه این خیلی دیر به دیر آپ میکنم
خیلی دیرم بهتون سر میزنم ![]()
خوب بریم سر خبرای این چند ماه :
آقاییم رفته سره کار (پالایشگاه ) از ساعت ۷ صبح تا ۴ عصر .الهی بمیرم براش 

من و آقای خونم این روزا یه خرده کوشولو بیش از اندازه باهم دعوامون میشه 

آقایی دنباله کارت گواهینامشه الهی من قربونش برم 
منم مطالعه آزادم شروع شده و یه نمه میخوام خر بزنم ![]()



من و آقایی هم این روزا باید کمتر باهم بیرون بریم 


خواهل آقاییمم چند روزی حالش بد بود و تو بیمارستان بود که خدارو شکر حالش خوب شد 

راستی اسم دخملمون هم میذاریم گندم 

واما عشقم
میدانم خسته شده ای از اندوه بی پایان من
از چشمه اشکانم که هیچگاه
نمی خشکد
من رسم ظالمانه ی این دنیا را خوب میدانم
میدانم که در جمع انسانها تنها زمانی خوب و عزیز هستی که لبخند به لب داری
میدانم تمام آنانکه تو را در دایره کسانی که دوستشان دارند قرار میدهند کلافه میشوند
از اشکهایت از بی قراری هایت از بی حوصله گی هایت از آه کشیدن گاه بیگاهت
مرد مهربونم :
مرا ببخش که با بی حوصلگی هایم ... بی حوصله ات کردم
ای کاش توهم میدونستی من هیچ وقت نمیتونم در برابر تو بی تفاوت باشم
وااااااااااااااااای بابک نمسدونس الان چقدر دلم برای بغلت تنگ شده ![]()
چقد دلم میخواست الان تو بغلت میخوابیدم
کنارم بخواب و به دورم بتاب و از این لب بنوش و
چو تشنه که آب و
گل اتشی تو حرارت منم من که دیوانه ی بی قرارت منم من
خدا دوست دارد لبی که ببوسد نه ان لب که از ترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من وتو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم
بخواب آرام پیشه من لبت را بر لبم بگذار
من و لمسم کن و دل را به این عاشق ترین بسپار
بخواب آرام پیشه من منی که بی تو میمیرم
لبت را بر لبم بگذار که جات تازه میگیرم
میخواستم بیشتر از این بنویسم اما هی داری پی ام میدی و نمیذاری عزیزم
من برم تا الان دوباره دعوامون نشده ![]()
![]()
پیدایم کن!!! چه روزهای زلالی بود
همیشه یکی از ما چشم میگذاشت !
تا نهایت بوسه میشمرد
ودیگری .....
در حول و حوش شهامت سایه ها پنهان می شد
ساده ی ساده پیدایم میکردی !!
پونه ی پنهان نشین من !!!
پس چرا در سکوت این خانه پیدایم نمیکنی ؟؟؟؟
بیاو سرزده برگرد !!
بگو:سک سک !!مسافر ساده ی قصه ها
من هم قوطی قرصهایم را در جوی روبه روی خانه می اندازم
قلمم را .چرکنویس های تمام ترانه های انتظار و تنهاییم را !!!
بعد شانه ی شعر را میبوسم !!
میگویم :خداحافظ !!واژگان نمناک کوچه و باران
آخر فرشته ی فراموشکار من برگشت !!
پیاده راه می افتیم !!!
من و تو تنهای تنها .راه دوری نیست !!
کنج دنج کوچه مینشینیم !!
من برایت از تراکم تنهایی اون روزاها که نبودی میگویم !!
وتو برایم از حضوره دوباره ی بوسه
دیگر فرشته ی رفته صدایت نمی زنم !!!
بر دیوار بلند کوچه مینویسم (کبوتر با کبوتر .باز با باز )
باور میکنم که عاقبته علاقه به خیر است !!
کفه دست راستم را نشان فالگیر پیر پل میدهم
تا ببیند که خط عمرم قد کشیده است
ودیگر مرا از نزدیکی نزول نفسهایم نترساند
انوقت ما می مانیم و تعبیر این همه رویا
ما میمانیم و براورد این همه ارزو
ما میمانیم و اغوشه امن علاقه
بیا و سرزده برگرد .........!!!!
سلام بچه ها خوبین ؟؟
کلی دلم براتون تنگ شده بود الانم دارم تند تند
آپ میکنم آخه دیگه از خوشحالی نتونستم صبر کنم گفتم اول بدووم بیام
به شماها بگم
بعد از دوسه هفته قهر و آشتی با آقایی
بلاخره امشب باهم آشتی آشتی کردیم ![]()
الهی قربونش برم
که اینقدر مهربونه
اصلا دنیا یه طرف و اقاییمم یه طرف 
راستی الان اقاییم تو جاده است فرداهم ساعت ۱۱ احتمالا میرسه ![]()
بعدشم میره دنباله گواهینامش بلاخره آقاییم میخواد بره کار کنه 
خدایا از اینکه آقایی گلو بهم دادی ممنونم 
خدایا تو که میدونی
من چقدر دوسش دارم 
همه چی رو سپردم دست تو و ازت خواهش
میکنم آقایی گلم تو کاراش موفق بشه
تازه امروزم کلی سرجانماز برای
اقاییم دعا کردم
برای کاراش برای زندگیمون برای خوشبختیمون
برای اینکه بهم برسیم
تازه یه خرده کوچولو هم گریه کردم
اولش به خاطر اینکه چرا ما همیشه اینقدر از هم دوریم
ولی
بعدش به خاطر ........ یه خرده گریه کردم
ولی بازم خداروشکر
که آقاییم خودش داره میره کار کنه
الهی قربونش برم
من
این اقایی خوشمزم و به کل دنیا نمیدم
امروزم کلی در مورد اقایی
با مامانی صحبت کردیم ما هیچ مخالفتی نداریم اگر تو درستو بخونی و
بابکم کار کنه
فقط کاشکی کار آقاییم ثابت بود تو همون
پالایشگاه کار میکرد
اینجوری خیال خودم و خودشم راحت تر بود
اما نمیدونم چرا قبول نمیکنه
وااااااااااااااااااااای دلم کلی برای
نگاش تنگ شده
دلم میخواد وقتی دیدمش بپرم تو بغلش و
کلی ماچش کنم
الهی قربون مهربونیاش
که هیچ وقت تمومی
نداره
الهی قربونش برم که فردا میرسه و منم دوشنبه
میبینمش
دلم براش کلی تنگ شده اما مگه میفهمه ؟؟؟
آبــروی قــصه هامی تـو یی حیثیته شــعرام
همـه دنیا می دونن مـن هنوزم تورو می خوام
هنوزم خلوت دستام بــوسه هاتـو کــم می یاره
هیچ گلی بـرام عــزیـزم عــطر مـوهـاتو نـداره
پیش حرمــت قـدم هات همه واژه هام حقیرن
تو که نیستی واژه هامم دستامو نه نمی گیرن
من هنوزم کــه هنوزه به چشات می گم ستاره
دل پا پتیم عزیــزم جــز تو هیچ کس رو نداره
سلام سلام برای همتون تنگ شده بود به وبلاگاتون سر بزنم وبراتون نظر بذارم واقعا شرمنده البته این نیومدن ها دو دلیل داشت ۱ شوشوی خوشمزم نمیذاره دیگه زیاد بیام طرف نت ۲ تو اوج امتحانا و مهمون بازار بود دیگه ....... خوب بریم سر اصل مطلب وااااااااااااااااااااای نمیدونین تو این مدت چا اتفاقایی افتاده کلی اتفاقای خوب چقدر در رویا با نگاهایم نگاهایت را ببوسم اما باز تو .......... نیامده باشی خدا جونم بابته همه چی ممنون خودت میدونی منظورم چیاست واقعا که بزرگی خیلی جاها کمکم کردی غیر ممکن و برام ممکن میکردی خدا جونم خیلی خیلی خیلی دوست دارم امیدوارم من و شوشو بتونیم جبران کنیم این من و شوشو و دوتا نی نی هامون بودیم ها خداجون یه گیلاس شراب ... برای اینکه یا من را بی تو ببرد یا تو را به آغوش خوابم آورد امروز صبح که بیدار شدم یه مسج صبح بخیر به شوشو دادم اما جواب نداد فهمیدم که شوشو هنوز خوابه قربونش برم بعد از ۱ساعت زنگید و کلی باهم حرف زدیم که عصر ساعت ۵باهم با موتور بریم بیرون من که اولش بابام نمیذاشت زنگ زدم به شوشو خوشمزم گفتم بذار واسه فردا اونم طبق معمول عصبی شد و .......... ورفتم هول هولکی لباس پوشیدم و یه خرده ارایش کردم سریع رفتم سر کوچه بیا دنبالم . شوشو هم با موتور سریع اومد دنبالم و رفتیم کلی هم خوش گذشت جاتون خالی خیلی خیلی خوش گذشت بعدشم رفتیم شام خوردیم برگشتم خونه منم هم خوابم میاد هم شوشو گفته زیاد نشینم پس دیگه من میرم فعلا بابای
بچه ها خوبین ؟؟
واااااااااااااااااااااای که چقد دلم
ببخشید شرمنده اگه تو این مدت نتونستم


رابطه ی مامانی با شوشوی خوشمزم خیلی خیلی خوب شده 
من برای تولد شوشوی خوشمزم گیتار خریدم 
شوشوی خوشمزم برای تولد من یه گوشی خمشل که دوس دارم گرفت 
من با مامانی (مامان شوشو) چند بار حرف زدم (تحویل بازاری بودها)![]()

من با شوشو هر روز یا حداقل یه روز درمیون بیرونیم 
خواهرمم پسمل خمشلش به دنیا اومد اسمش آراد 
یکی از خواهرای دیگمم ازدواج کرد و رفت دبی 
شوشو قول داده تا ۳ماهه دیگه کاراش درست شه 
شب شام غریبانم با شوشوی خوشمزم و مامانی رفتیم شمع روشن کردیم 

شوشو کادو ولنتاین برایم یه گوی با یه جعبه خمشل پراز شکلاتای خشمزه داد 
منم کادوی ولنتاین به شوشو ۷تا قاب ولنتاین دادم که انگاری خیلی خوشش اومده بود
همه ی درسامم با هزارتا بدبختی قبول شدم 

نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم 
![]()


بعدشم قرار شد
ولی بعدش با یه فکر توپ
بابایی رو پیچوندم 

که دیدم شوشو رفته
زنگیدم بهش که 
بعدشم از بابک خدافظی کردم و
الانم آقاییم رفته داداشش وبرسونه خونه فامیلاشون![]()
![]()
وقتی عطر حضور تو را
در اتاقم احساس می کنم
معنای اتاق از محلی برای گریستن فراتر می رود
وقتی حضور افتابی ات را
در شب کبود گریه هایم دارم
باور می کنم این همان اسمان است
همان اسمانی که به وقت نبودنت
بارها و بارها
برای من و دلتنگی هایم بی امان
گریسته است


